تبليغاتX
marmolak
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
انالله وانا الیه راجعون
میرحسین موسوی در بیانیه‌ای بسیار مهم به علمای قم، از آنها خواست تا در راستای صیانت از آرای مردمی که دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند، به مسوولان تذکر دهند.

به گزارش قلم‌نیوز، ‌متن بیانیه بسیار مهم میرحسین موسوی خطاب به علمای قم به این شرح است:

"بسم‌الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.

امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.

عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.

ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

برادر شما - میرحسین موسوی"

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه 1388/03/23 و ساعت 21:14 | 
متن بیانیه میرحسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات

 

ملت شریف ایران

نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند، با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.

اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست.

اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.

به مسئولان توصیه می کنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده میکنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می دهم که ایران، این موجود آسمانی، متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آن حفاظت کنند. خائنین به آرای مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر(ص) است با تمامی شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه میکنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.

جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمامی ستادهای مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشور ما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و ع لی الله فلیتو کل المتوکلون

میرحسین موسوی

* این بیانیه ظهر روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ صادر شده است.

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه 1388/03/23 و ساعت 20:55 | 
26 غلط احمدی‌نژاد در 40 دقیقه
آفتاب: محمود احمدی‌نژاد که به نظر می‌رسد به شدت نگران از دست رفتن صندلی ریاست‌جمهوری است، در مناظره چهارشنبه شب خود عملاً نه به مصاف میرحسین موسوی، بلکه به رویارویی با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی پرداخت.

وی در این سخنان عملاً اکثر مسئولین ارشد نظام را به دست‌اندازی به بیت‌المال و رانت‌خواری متهم کرد و با نام بردن از اشخاص فراوانی، مدعی فساد مالی آنان شد.


اگرچه به سادگی می‌توان تناقض اظهارات احمدی‌نژاد را بیان کرد، اما وی می‌تواند با پاسخ به چند پرسش ساده، حداقل اتهام دورویی را از خود رفع کند:

1. این هجمه سنگین علیه هاشمی و دولت وی، در شرایطی که محمود احمدی‌نژاد تا روزهای پایانی دولت هاشمی از مدیران آن دولت بوده است و مکرر به تمجید و از رئیس‌جمهور وقت پرداخته است، چه معنا و مفهومی دارد؟

2. زیرسوال بردن اشخاص و افعالی که با تأیید صریح رهبری انقلاب همراه بوده، مانند سلامت هاشمی، خدمات خاتمی، توافقنامه سعدآباد، آیا زیرسوال بردن رهبری نظام نیست؟

3. ارائه آمار نادرست از محیط، نظیر آن‌چه که درباره استقبال چند صدهزار نفری از وی در مشهد گفته شد، با وجود این که آمار مستقبلین از ده‌هزار نفر فراتر نمی‌رفت، آیا نشان‌دهنده توهم ایشان نیست؟

4. چرا با وجود 4 سال قدرت اجرایی کشور و در اختیار داشتن اهرم‌های نظارتی چون وزارت اطلاعات، بازرسی ویژه ریاست‌جمهوری و سازمان حسابرسی، رئیس‌جمهور به تخلفات مورد ادعا رسیدگی نکرده و پرونده آنان را برای رسیدگی به دادگاه اعلام نکرده است؟

5. اظهارات کذب، نظیر ادعای ارسال نامه عذرخواهی بلر نخست‌وزیر انگلیس به ایران در شرایطی که وی به جای عذر‌خواهی علناً ایران را تهدید کرده بود، صرفاً از روی بی‌اطلاعی است یا ایشان تعمداً دروغ می‌گوید؟

6. ادعای اثبات نشدنی نظیر ادعای پیغام آقای هاشمی به پادشاه عربستان درباره سقوط احمدی‌نژاد طی 6 ماه آینده، در حالی که دکتر ولایتی نماینده اعزامی مقام رهبری به عربستان، حامل پیام آقای هاشمی مبنی بر درخواست استقبال گرم از رئیس‌جمهور ایران در عربستان بوده است، چه معنا و مفهومی دارد؟

7. متهم کردن اشخاص غایب، نظیر همسر کرباسچی یا صفایی فراهانی، فرزند ناطق‌نوری و... به رانت‌خواری و کسب ثروت‌های میلیاردی در حالی که این افراد غایب بوده و امکان دفاع از خود را ندارند، با کدام ضوابط شرعی سازگار است و اگر ایشان واقعاً به این حقایق رسیده‌اند، چرا زودتر افشا نکرده‌اند و در آخرین روزهای ریاست‌جمهوری که فرصتی برای پاسخ‌گویی افراد نیست، به فکر افشاگری افتاده‌اند؟

8. فرافکنی در برابر طرح مسایل اقتصادی آقای صادق محصولی، وزیر کشور دولت نهم و ادعای این که ربطی به مسئولیت وی ندارد، در حالی که از قضا فعالیت‌های اقتصادی وی در نیمه دهه هفتاد و در زمان استانداری آقای احمدی‌نژاد در استان اردبیل در این استان صورت گرفته است، به چه معناست؟

9. ادعای این که آقای احمدی‌نژاد بهترین رابطه را با روحانیت دارد، در حالی که با وجود اصرارهای دو سال دفتر رئیس‌جمهور و بارها مصاحبه سقای بی‌ریا، مشاور روحانیون دکتر احمدی‌نژاد، مراجع و علمای برجسته قم حتی حاضر به پذیرش رئیس‌جمهور و دیدار با وی نبوده‌اند، چگونه قابل جمع است؟

10. متهم کردن ناطق‌نوری، رئیس دفتر بازرسی رهبر انقلاب به فساد مالی، آیا زیرسوال بردن سلامت دفتر رهبری نیست؟

11. اتهام زدن به همسر مهندس موسوی درباره مدرک دکترای ایشان در حالی که آقای احمدی‌نژاد که فوق‌لیسانس و دکترای خود را در دوره ریاست بهبهانی، وزیر فعلی راه در دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت و با استفاده از تسهیلات ویژه طی کرده‌اند، چه وجهی دارد؟

12. اشاره به هزینه‌های تبلیغاتی مهندس موسوی در حالی که این هزینه‌ها از سوی احزاب و گروه‌های شناسنامه‌دار سیاسی تأمین می‌شود، اما هزینه‌های سنگین‌تر ستاد دکتر احمدی‌نژاد از سوی اشخاص نامعلوم و با پوشش ستادهای مردمی و بعضاً با استفاده از امکانات دولتی تأمین می‌شود،‌ چه مفهومی به همراه دارد؟

13. متهم کردن جمهوری اسلامی در فاجعه جمعه خونین مکه به انتقال وسایل نامعلوم و مقصر بودن در قطع رابطه با عربستان آیا خیانت به خون شهدای این واقعه و زیرسوال بردن مواضع امام(ره) مبنی بر لزوم برائت از مشرکین نیست؟

14. در صورتی که دکتر احمدی‌نژاد تا بدین اندازه مشتاق به مناظره با هاشمی و خاتمی بوده، چرا از فرصت 4 ساله و امکانات نامحدود صداوسیما که در اختیار وی گذاشته شده بود، برای این موضوع استفاده نکرد و حتی در صورت مخالفت صداوسیما، چرا مناظره‌های علنی در مراکز دانشگاهی تشکیل نداده بوده است؟

15. چرا دکتر احمدی‌نژاد از پاسخ دادن به محور اصلی پرسش مهندس موسوی در ماه‌های اخیر یعنی سرنوشت 300 میلیارد دلار درآمد نفتی طفره رفته و حتی در این مناظره با وجود اشاره موسوی به گزارش دیوان محاسبات، از توضیح درباره آن خودداری کرد؟

16. تکرار دروغ درباره بازیگر بودن مادر ناراضی در فیلم مهندس، موسوی در حالی که اسم و عکس و مشخصات واقعی زن مذکور توسط خود وی اعلام شده و نماینده شهر و کارگردان نیز درباره آن توضیحات شفاف ارائه کرده‌اند، چه معنایی دارد؟

17. در شرایطی که دکتر احمدی‌نژاد در کنفرانس مطبوعاتی خود که از شبکه خبر سیما نیز به صورت زنده پخش شد، رسماً اعلام کرد در صورت دعوت پادشاه عربستان به این کشور سفر می‌کند، چرا اظهار این که ابتدا دعوت شد و بعد ما تمایل خود را اعلام کردیم، چه معنایی دارد؟

18. اعلام ننگین بودن پروتکل الحاقی در حالی که اکثر کشورهای پیشرفته جهان از جمله کشورهای اروپایی هم‌اکنون عضو این پروتکل هستند، چه معنایی دارد؟

19. چرا با وجود انکار هولوکاست توسط دکتر احمدی‌نژاد در سال نخست ریاست‌جمهوری و پرداخت هزینه‌های سنگین، نماینده دولت ایشان در سازمان ملل به قطعنامه تأیید هولوکاست رأی مثبت داد و در اجلاس دوربان نیز هیأت ایرانی از مخالفت با آن خودداری کردند؟

20. آیا ایشان از اظهارنظر آقای مشایی مبنی بر دوستی با مردم اسرائیل، عقب‌نشینی کرده‌اند یا آن که بر اظهار خود در کنفرانس مطبوعاتی مبنی بر این که حرف مشایی حرف دولت است، پافشاری می‌کنند؟

21. در صورتی که ایشان مدعی هستند بیش از روسای‌جمهور گذشته به ایشان توهین و انتقاد شده است،‌ آیا میزان توهین و اتهاماتی که توسط ایشان و سایر مقامات دولتی به منتقدان شده، با سایر دولت‌ها قابل مقایسه است؟

22. با توجه به ادعای آقای احمد‌ی‌نژاد مبنی بر انتشار 320هزار تیتر توهین‌آمیز علیه دولت و با توجه به این که در کل زمان دولت ایشان از آغاز تاکنون حدود هزار شماره روزنامه منتشر شده و اگر 5 روزنامه در همه شماره‌های خود حاوی6 توهین به دولت هم باشند، تنها 30هزار تیتر توهین‌آمیز علیه دولت قابل تولید است، ایشان این آمار 320هزار را از کجا آورده و آیا این آمار هم از جنس استقبال چند صدهزار نفری در مشهد از ایشان است؟

23. با توجه به ادعای دکتر احمدی‌نژاد مبنی بر نبستن هیچ روزنامه‌ای توسط دولت ایشان، روزنامه شرق، مهم‌ترین روزنامه منتقد ایشان چرا دو بار در زمان دولت نهم توقیف گردید و علت تعطیلی روزنامه هم‌میهن و کارگزاران شکایت کدام ارگان دولتی بود؟

24. با توجه به آن که آقای احمدی‌نژاد، مدعی برداشت غیرقانونی 95 میلیارد تومانی دولت مهندس موسوی از خزانه در زمان تعطیلات مجلس شده و این اقدام با حکم حکومتی امام خمینی(ره) صورت گرفته بود، آیا ایشان حکم حکومتی امام خمینی(ره) را غیرقانونی می‌دانند؟

25. زیرسوال بردن عملکرد وزارت ارشاد دولت نهم به چه معناست؟ آیا ایشان نمی‌توانسته وزیر ارشاد را موظف به اجرای سیاست‌های دولت کند، در این صورت با وجود برکناری‌های متعدد مقامات دولتی به علت ناهماهنگی، علت عدم برخورد با وزیر ارشاد چه بوده است؟

26. در رابطه با مسائل آقای کردان با توجه به این که ایشان با دکترای جعلی و نه دکترای بی‌اعتبار دانشگاه آزاد (از نظر دکتر احمدی‌نژاد) از وزارت کار و وزارت نفت دولت نهم حقوق دریافت کرده‌اند، چرا ایشان با آقای کردان پس از اطلاع از تخلفات، برخورد نکرده و تا امروز جناب کردان در دفتر رئیس‌جمهور فعالیت دارد؟
|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه 1388/03/15 و ساعت 17:57 | 
حملات غیرمنصفانه و تحریف حقایق؛ چرا؟!
به نقل از مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام

طی چند روز گذشته موج تازه‌ای از حملات بی‌محابا و غیر منصفانه مسئولان ارشد دولت نهم به سیاست‌های هسته‌ای نظام در فاصله میان سال‌های 82 تا 84 آغاز شده است. روال گذشته تاکنون اینگونه بوده که رؤسای محترم جمهور در دور دوم رقابت‌های انتخاباتی خود، همواره انبانی پر از دستاورد و موفقیت داشته‌اند و کوشیده‌اند فعالیت‌ها، خدمات و دستاوردهای خود را با افتخار در پیشگاه ملت ایران تشریح کنند. اکنون که ظاهراً انبان خالی برخی از مسئولان اجرایی، آن‌ها را واداشته است که سیاست فرافکنی، تخریب گذشته و حمله به مسئولان پیشین را دنبال کنند؛ مرکز تحقیقات استراتژیک نیز خود را ناچار می‌بیند که با هدف جلوگیری از تحریف تاریخ، حقایقی را به استحضار نخبگان و مردم بزرگوار ایران برساند:
1ـ جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد طی سخنرانی‌های انتخاباتی خود در ده روز گذشته و از جمله نطق تلویزیونی دوشنبه 4/3/88 حداقل در سه نوبت به مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی در مهرماه 1382 (معروف به بیانیه سعدآباد) حمله کرده و تا آن‌ جا پیش رفته‌اند که آن بیانیه را «ننگین» خوانده‌اند. جناب ایشان همچنین ادعا کرده‌اند که بیانیه سعدآباد، ملت ایران را در «ذلت» فرو برده و مدعی شده‌اند که آن بیانیه، در راستای «سیاست‌های استعماری» جهان غرب و با هدف «تمام کردن کار ملت ایران» تنظیم شده است.
این موضع متأسفانه در همین مدت از سوی تعدادی از مسئولان دولت نهم و رسانه‌های حامی دولت نیز تکرار شده و این فرضیه را تقویت کرده است که تهاجم به دولت‌های گذشته با هدف انحراف افکار عمومی از شرایط نابسامان چهار سال اخیر (مخصوصاً تورّم، بیکاری، واردات بی‌رویه به جای تولید، قانون گریزی و سیاست‌های ناپخته داخلی و خارجی) در صدر سیاست‌های تبلیغاتی آنان قرار دارد.
واقعیت این است که دقیقاً برخلاف ادعای جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد و حملات رسانه‌ای طرفداران ایشان؛ مذاکرات سعدآباد یکی از نشانه‌های پرافتخار تدبیر و تعقل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. در شرایطی که به تعبیر مقام معظم رهبری جبهه‌ای گسترده در مقابل ایران شکل گرفته بود، مذاکرات سعدآباد نتیجه‌ای جز تثیبت حقوق هسته‌ای ایران و شکست و ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی نداشت و حضور بی‌سابقه وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تهران و تمکین آن‌ها در مقابل شروط اصلی جمهوری اسلامی نیز مطمئناً جز «عزت ملی»، هیچ معنای دیگری نمی‌داد.
2 ـ مقام معظم رهبری در یازدهم آبان 1382 کمتر از دو هفته پس از مذاکرات سعدآباد طی سخنانی در جمع کارگزاران نظام به صراحت از این مذاکرات حمایت کرده و بیانیه سعدآباد را «درایت و تدبیر» و یک «حرکت درست سیاسی» خواندند. ایشان در آن بیانات صراحتاً فرمودند: «کاری که مسئولان کردند، کار درستی بود. با تدبیر و بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه‌ای که از طرف آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها علیه جمهوری اسلامی طراحی شده بود، شکسته شود». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان تصریح کردند: «آن چه که تاکنون مسئولان محترم، چه آقای دکتر روحانی و چه آقای رئیس‌جمهور و مسئولان دیگر که حقیقتاً زحمت کشیدند؛ این است که با دقت و ملاحظه جوانب کار کرده‌اند و حواسشان جمع است که کاری بر خلاف مبانی و اصول انجام نگیرد».
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظلّه در تاریخ 29/7/84 نیز در خطبه‌های نماز جمعه تهران تاکید کردند که مذاکرات هسته‌ای از آغاز با «حکمت و مشورت» دنبال شده و تصمیمات انجام گرفته همگی بر اساس فکر جمعی بوده و هیچ گاه یک تصمیم فردی نبوده است. ایشان فرمودند: «کاری که در کشور چه در چالش بین‏المللیِ مربوط به کار هسته‏ای، چه در خود کار هسته‏ای دارد انجام می‏گیرد، کاری است که با حکمت و مشورت دارد انجام می‏گیرد؛ این را ملت ایران بدانند. گاهی اظهار نگرانی می‏شود که مبادا کارِ غیرمدبرانه‏ای انجام بگیرد؛ نبادا تصمیمات فردی گرفته بشود؛ نه، قضیه این‏جور نیست. کار با مشورت، با تدبیر، از اول و در این دو سال و اندی هم همین‏جور بوده است و با فکر جمعی انجام گرفته است و پیشرفت کرده‏ایم».
رهبر معظم انقلاب در تاریخ 18/7/85 نیز طی سخنانی در جمع مسئولان و کارگزاران نظام اسلامی، از روند هسته‌ای در دو سال نخست دفاع کرده و انجام آن را کاری «لازم» دانستند. ایشان فرمودند: «آنجایی که لازم است با تندی، آنجایی که لازم است با کندی، آنجایی که لازم است یک قدم به عقب، دو قدم به جلو، خدای متعال هم کمک می‌کند. در قضیه هسته‌ای هم همین کار شده و بعد از این هم خواهد شد». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از همان سخنرانی فرمودند: «آن حرکت (مذاکرات دو سال نخست) حرکت لازمی بود و انجام گرفت. امروز هم این حرکت، حرکت درستی است».
مقام معظم رهبری همچنین در زمستان 1384 در جمع اعضای مجلس خبرگان دوره سوم نیز تصریح فرمودند که تصمیمات مربوط به پرونده هسته‌ای هیچگاه تصمیمات فردی نبوده و همواره تصمیمات جمعی مسئولان نظام بوده است.
متاسفانه حملات بی‌محابای مسئولان ارشد دولت نهم به مذاکرات هسته‌ای دو سال نخست، به نحو تاسف‌آور و نگران‌کننده‌ای در نقطه مقابل اظهارات رهبر معظم انقلاب قرار دارد. از کسانی که مدعی اطاعت از نظرات رهبری نظام هستند، انتظار می‌رود هیچ‌گاه به خود اجازه ندهند روندی که به صراحت از سوی رهبر انقلاب مورد حمایت قرار گرفته است را «ننگین» بخوانند. هر چند که بسیاری از مسایل پشت پرده در چهارسال اخیر از جمله ماجرای سازمان حج و زیارت نشان داد که بین مقام سخن و عمل فاصله زیادی وجود دارد.
3 ـ این ادعا که ایران با بیانیه سعدآباد تمام فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعلیق کرد، نادرست و خلاف واقع است. واقعیت این است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و 35 کشور عضو شورای حکام در قطعنامه شهریور 82 (حدود چهل روز قبل از مذاکرات سعدآباد) خواستار تعلیق کامل و الزامی تمامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران شدند. در آن مقطع؛ ایالات متحده آمریکا بر «توقف کامل و دائمی» فعالیت‌های هسته‌ای ایران تاکید داشت و متاسفانه کار به جایی رسیده بود که وزیر خارجه روسیه و وزرای خارجه سه کشور اروپایی نیز با ارسال نامه‌هایی رسمی به جمهوری اسلامی، رسماً خواستار «توقف کامل» فعالیت‌های هسته‌ای ایران شده بودند.
در آن شرایط خاص منطقه‌ای که به گفته آقای احمدی‌نژاد، قدرت‌های جنگ‌طلب پس از اشغال افغانستان و عراق به فکر حمله به ایران افتاده بودند؛ جمهوری اسلامی با مذاکرات سعدآباد صرفاً تزریق گاز به سانتریفیوژها را تعلیق کرد. به عبارت دیگر پس از بیانیه سعدآباد، فعالیت قطعه‌سازی و مونتاژ سانتریفیوژها و همچنین فرایند ساخت تأسیسات UCFاصفهان ادامه یافت و جمهوری اسلامی در سایه این مذاکرات توانست سایر تأسیسات هسته‌ای خود را تکمیل کند. تعلیقی که مورد موافقت نظام قرار گرفت نیز تعلیقی «داوطلبانه»، «موقت»، غیرالزامی و محدود بود و اظهارات مسئول وقت پرونده هسته‌ای در کنفرانس خبری مشترک با وزرای خارجه سه کشور اروپایی در آن زمان، گواهی بر این امر است. دقیقاً برخلاف اظهارات مسئولان دولت نهم، آن کسی که مواضع و نقطه نظرات خود را در جریان مذاکرات سعدآباد به طرف مقابل تحمیل کرد، جمهوری اسلامی ایران بود و نه هیچ کس دیگر. معلوم نیست در شرایطی که تمام رسانه‌های معتبر بین‌المللی و تمامی دوستان جمهوری اسلامی مذاکرات سعدآباد را پیروزی تهران دانسته‌اند و حتی سیاستمدارانی چون ولادیمیر پوتین این مذاکرات را نشانه‌ای از «نبوغ ایرانیان» ذکر کرده‌اند؛ هدف آقای احمدی‌نژاد از «ننگین» خواندن این مذاکرات هوشمندانه چیست؟
4 ـ این ادعا که اتحادیه اروپا، شورای امنیت، شورای حکام یا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران خواسته‌اند تمام آزمایشگاه‌ها و رشته‌های دانشگاهی مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای از جمله رشته فیزیک را تعطیل نمایند نیز یک ادعای کاملاً نادرست و خلاف واقع است.
5 ـ جمهوری اسلامی ایران در فاصله میان سال‌های 1382 تا 1384 حداقل طی سه نوبت، تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای خود را شکست تا هم «داوطلبانه» بودن تعلیق را یادآوری کند و هم «محدود و موقت» بودن آن را اثبات نماید. با آن که برخی از آقایان مصرانه می‌کوشند بگویند شکستن تعلیق تنها در دولت نهم انجام شده؛ اما واقعیت این است که تهران هم در تابستان 1383، هم در پائیز 1383 و هم در تابستان 1384 طی سه نوبت مختلف رأساً اقدام به شکستن تعلیق داوطلبانه خود کرد. نکته مهم آن است که در سایه تلاش‌ها و تجربیات دیپلمات‌های کهنه‌کار نظام؛ این فرآیند شکستن تعلیق به قدری هنرمندانه و زیرکانه اجرا شد که هیچ هزینه‌ای را به جمهوری اسلامی تحمیل نکرد؛ یعنی نه پرونده‌ای به شورای امنیت ارجاع شد، نه تحریمی علیه ایران تصویب گشت و نه هزینه سیاسی و اقتصادی‌ای بر گرده ملت ایران گذاشته شد.
6 ـ سیاست هسته‌ای جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد این بوده است که قطعنامه‌های شورای امنیت را «کاغذ پاره» بخواند و از کشورهای قدرتمند بخواهد آن قدر قطعنامه صادر کنند تا «قطعنامه‌دان آنها پاره شود»! خوب است جناب ایشان توضیح دهند که این سیاست تاکنون چه دستاوردی برای ملت ایران داشته است؟ با این حال مزید اطلاع جناب آقای رئیس جمهور و ملت شریف ایران به استحضار می‌رساند که سیاست‌های هسته‌ای نظام طی سال‌های 82 تا 84 نه تنها مانع ارجاع پرونده به شورای امنیت شد بلکه باعث گشت پرونده هسته‌ای ایران در آذر 83 از دستور کار دائمی شورای حکام آژانس نیز خارج گردد. مطمئناً کسانی که گزارش دوپهلو و منفی محمد البرادعی را «بزرگترین پیروزی صد سال اخیر» خوانده‌اند مایل نیستند آن پیروزی واقعی که هیچ شباهتی به پیروزی‌های تخیلی ندارد به گوش ملت ایران برسد. با این حال نخبگان و صاحبان فکر از یاد نخواهند برد که آن سیاست هوشمندانه باعث شد تا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در قطعنامه سال 83 خود و اتحادیه اروپا نیز در بیانیه‌های خود رسماً اذعان نمایند که فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی صلح‌آمیز است و ایران از حق برخورداری از انرژی هسته‌ای برخوردار است. در پناه همان سیاست بود که اکثر ابهامات و سؤالات آژانس منجمله در زمینه آلودگی سطح بالا حل و فصل شد و کمیته MNA در اسفند سال 1383 اذعان کرد ایران به جرگه کشورهای دارای فناوری چرخه سوخت پیوسته است.
7 ـ علی‌رغم آن که برخی می‌خواهند خود را قهرمان ملی فناوری هسته‌ای معرفی کنند و تلاش بی‌وقفه‌ی دانشمندان کشور و دولت‌های گذشته تحت هدایت‌ها و تدابیر مقام معظم رهبری را یکسره به جیب خود و حساب شخصی خود واریز نمایند؛ بایستی تأکید کرد که قهرمان واقعی صنعت هسته‌ای ایران، دانشمندان گمنام و فداکاری هستند که طی 25 سال گذشته از جان و دل مایه گذاشته‌اند.
باعث تاسف است که برخی از حقایق تاریخی، طی چهار سال اخیر به صورت عامدانه انکار شده‌اند. واقعیت این است که فعالیت‌های مربوط به فن‌آوری هسته‌ای ایران در دهه 1360 و در دولت جناب آقای مهندس میرحسین موسوی کلید خورده و هر یک از دولت‌های هشت ساله آقایان هاشمی‌ رفسنجانی و سید محمد خاتمی نقش عمده و غیرقابل انکاری را در مسیر تکمیل این فناوری مهم ایفا کرده‌اند. براساس تمام این تلاش‌ها، جمهوری اسلامی ایران در سال 1381 (یعنی سه سال قبل از دولت جناب آقای احمدی‌نژاد) به فناوری غنی‌سازی دست پیدا کرد و چرخه سوخت ایران نیز در سال 1383 تکمیل گردید. مجمتع UCF اصفهان حداقل یک سال قبل از دولت نهم به بهره‌برداری رسید و تاسیسات عظیم نطنز نیز سه سال‌ قبل از ورود جناب آقای احمدی‌نژاد به قدرت کلید خورد. البته دولت نهم نیز در توسعه فعالیت‌های هسته‌ای و شروع مرحله صنعتی غنی‌سازی تلاش‌های قابل تقدیری داشته است که این روند بایستی در دولت‌های آینده نیز ادامه پیدا کند تا جمهوری اسلامی ایران نهایتاً به یک کشور تولیدکننده سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای تبدیل شود.
8 ـ تأکید رئیس جمهور محترم بر «عزت» ملت ایران البته موضوعی ارزشمند و قابل تقدیر است. با این حال نکته و سؤال اصلی این است که چه اقدامات یا سیاست‌هایی باعث افزایش عزت ایران و چه سیاست‌ها یا اقداماتی نیز خدای ناکرده باعث ذلت مردم ایران خواهد شد؟
باید یک بار برای همیشه به این سؤال پاسخ داده شود که حضور همزمان و بی‌سابقه وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تهران در جریان مذاکرات سعدآباد و شکست سیاست‌های آمریکا و صهیونیست‌ها باعث عزت ایران شد یا آزاد کردن عجولانه ملوان‌های متجاوز انگلیسی، بدرقه شکوهمند آنها و خروج آنان از کشور همانند مهمانان رسمی آن هم کمتر از 24 ساعت پس از اولتیماتوم تونی‌بلر؟ باید به این سؤال پاسخ داده شود که جلوگیری از ارسال پرونده هسته‌ای به شورای امنیت باعث عزت ایران شد یا فشارهای جهانی در سایه سخنرانی‌های آتشین و موضع‌گیری‌های غیرضرور تا جایی که ایران به ناحق به عنوان کشور تهدیدکننده صلح و امنیت جهانی مطرح شد؟ به راستی آیا حضور جناب آقای احمدی‌نژاد در کنار تابلوی «خلیج عربی» باعث عزت ملی ایرانیان شده است یا سیاست‌های هوشمندانه و مذاکرات مقتدرانه نظام در سال‌های 82 تا 84؟ به راستی نامه‌های بدون پاسخ و سفرهای بدون پاسخ جناب آقای احمدی‌نژاد عزت ملی ایران را افزایش داده است یا مذاکرات قدرتمندانه تهران با کشورهای غربی و شرقی و به شکست کشاندن طرح آمریکا در بازنگری N.P.T در سال 1384؟ و...
9 ـ منطق مدیریت سیاسی حکم می‌کند که مسایل حوزه امنیت ملی و منافع ملی کشور در رقابت‌های جناحی مورد بهره‌برداری قرار نگیرد؛ چه رسد به آن که فردی (در هر مقام) بخواهد با تحریف حقایق و طرح غیرکارشناسانه مسایل مرتبط با امنیت و منافع ملی کشور، اهداف انتخاباتی را پیگیری کند. بایستی توجه داشت که هیاهو، جنگ روانی و تخریب گذشته هیچ حاصلی جز ایجاد بدبینی و شادمانی دشمنان نظام در پی نخواهد داشت.
10 ـ انتظار می‌رود که جناب آقای رئیس‌جمهور؛ طی روزهای آینده به جای هرگونه فرافکنی، تخریب و حمله به دولت‌های گذشته درصدد پاسخگویی به سؤالات مردم و نخبگان پیرامون وقایع دوران مدیریت خود برآیند و به جای طرح مطالب نادرست در زمینه تعطیلی درس فیزیک؛ توضیحاتی درباره انبوه تخلفاتی که از سوی مراجع رسمی نظیر مجلس شورای اسلامی، دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور اعلام شده است، ارایه کنند. ای کاش رئیس جمهور محترم در این ایام به انبوه مشکلات اقتصادی نظیر تورم کمرشکن، سیل نقدینگی، میلیاردها دلار پول گم شده، میلیاردها مترمکعب گاز گم شده (طبق گزارش دیوان محاسبات)، واردات غیرقانونی فرآورده، مقاومت در مقابل اجرای قانون و احیای شوراهای قانونی، انحلال سازمان مدیریت و صدها سؤال و ابهام دیگر می‌پرداختند.

|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/03/14 و ساعت 14:20 | 
آقای ده نمکی! لطفا پاسخ همین یک سوال را بدهید

  آری بسیار کتک زده ام. بسیاری از ضد انقلابها را که در صدد براندازی نظام و انقلاب   برآمده بودند… بسیاری از اراذل و اوباشی را که برای نوامیس مردم و خلق ا… ایجاد مزاحمت می کردند. بسیاری… آری بسیاری راکتک زده ام و اگر پیش بیاید باز هم خواهم زد.” (مسعود ده نمکی، هفته نامه شلمچه)


آقای ده نمکی جدا به شما برای فروش بالای فیلمتان تبریک می گویم. راستش اگر چنین نمی شد من دیگر به همه چیز به دنیا به حقیقت به راستی خلاصه به همه چیز شک می کردم. اگر فیلم شما انقدر نمیفروخت دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد. اگر ما نشان می دادیم که سلیقه مان از اخراجیها و لودگی ها و جلف بازی بیشتر است که آنوقت باید شما را داخل زباله دانی می انداختیم و به شعورتان کلی می خندیدیم و به سراغ فیلم هایی می رفتیم که هرگز اجازه ساخته شدن نگرفته اند. خدا را شکر که اینجوری نشد و ما نشان دادیم که چقدر خوب و هوشیاریم. نشان دادیم که افق دیدمان اخراجی هاست. اصلا اگر به اخراجی ها جایزه ندهند به چی بدهند؟ اگر فیلم شما نفروشد آنوقت اصلا میشود گفت سینمایی هم هست؟ نه آقای ده نمکی شما و امثال شما از هر طرفی که ما را بزنید از سوی دیگرش راه میگیریم و به مسیر می افتیم. با اجازه یا بی اجازه شما پانصدتایی از همین کافرین و واجب الکتک هایی که شما افتخار کتک زدنشان را دارید در سینما رکس سوختند. کارگردان آن فیلم سکوت کرد و حتا از این واقعه متاسف نشد الان نامش را گذاشتیم استاد. جان ما که مهم نیست. مهم این است که آدم همه چیز را فراموش کند. آقای ده نمکی لودگی های شما علیرغم بی مزه گی و سطحی بودن بازهم این مردم تشنه لبخند را به خود جلب کرده ولی بالاغیرتا خودتان جواب دهید اصلا خنده چیز خوبی است؟ نه این که شما آن سالها که هنوز نمی دانستید سینما چه شکلی است به جان مردمی که به تماشای فیلم تحفه هند و حالا بگوییم حرکت موزون اکبر عبدی افتادید و یک بانویی از ترس هیبت شما مردان با مرام و با معرفت و جوانمرد بچه اش افتاد؟ حالا چی شده آقای ده نمکی سراغ رقص و آواز رفته ای؟ این چیزها دیگر ممنوع نیست؟ تکلیف آنهایی که شما به دلیل همین موارد با اتهام ضدانقلاب و اراذل و اوباش کتک زدید چی میشود؟ مگر نه اینکه شما خودتان گفتید بازهم خواهم زد. این بینندگان فیلمهای خودتان را هم می زنید؟ آقای ده نمکی یادم هست شما و همفکرانت لیلی با من است را محکوم کردید. حالا کی باید شما را محکوم کند؟ بگذریم گفتنی هایی در کار نیست. اما بالاغیرتا لیستی از کسانی که کتک زده اید و به آن می نازید منتشر کنید. نه لیست افراد شاید زیاد باشد و یادتان نباشد. دفعاتی که به جان مردم افتادید و آن ها را کتک زدید این ها را لیست کنید تا در رزومه شما بگذاریم. مثلا حمله به بینندگان تحفه هند و آزار یک بانوی باردار که به سقط جنین او منجر شد، مثلا…. . از شما ممنون می شویم اگر این کار را انجام دهید شاید ما مردان مرد که پشت لبمان را سایه میزنیم در لابه لای لیست سیاه شما نام خواهر و همسر و دوستان خود را ببینیم که امروز در کنار ما همه چیز را فراموش کردند و برای تماشای شاهکار شما ساعت ها دور از چشم گشت ارشاد در صف می ایستند.

|+| نوشته شده توسط محمد در شنبه 1388/03/09 و ساعت 23:42 | 
پاسخ ابراهیم نبوی به سردار صفارهرندی
اخیرا، ابراهیم نبوی روزنامه نگار و طنز نویس ایرانی که پس از مدتی بازداشت، از ایران خارج شد، با روزنامه اعتماد مصاحبه کرد و نه تنها حمایت خود را از میرحسین موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام داشت، بلکه گفت که در تدارک بازگشت به کشور است. او گفت که اهل مهاجرت نیست و همانطور که ماهی در آب زنده است، روزنامه نگار نیز در جامعه زنده است.بدنبال این مصاحبه، وزیر ارشاد با امضای سردار صفارهرندی وزیر ارشاد به روزنامه اعتماد بدلیل انجام و انتشار این مصاحبه اخطار داد و نبوی را ضد انقلاب اعلام کرد.
>
 روز گذشته پاسخ ابراهیم نبوی به صفارهرندی منتشر شد. وی در پاسخ خود نوشت:
 جناب آقای صفار هرندی
 وزیر محترم ارشاد اسلامی

 نوشته اید که من "یک عنصر ضدانقلاب فراری"، و " یکی از هرزه نویسان" هستم که " سابقه اهانت های مکرر به مقدسات و مردم را در کارنامه خود" دارم. در مورد بخش اول که من " ضد انقلاب" هستم، هیچ اعتراضی ندارم، چرا که من مخالف انقلابی دیگرم و شما با زدن این تهمت نمیتوانید اتهام خودتان را پنهان کنید که ضد انقلابی هستید که به ظاهر از آن دفاع می کنید. اگر نبودید وضعیت مملکت را به این روز نمی انداختید و اجماعی از اهل اندیشه ایرانی علیه خود بوجود نمی آوردید. مگر اکثر متهمان به عنوان عاملین انقلاب های نرم و سفت و مخملی و برانداز و ورانداز و عنکبوتی و غیره دستگیر نمی شوند؟
 بنابراین شما هم با انقلابیون مشکل دارید و هم با ضد انقلابیون؟ من اگر واقعا از مخالفان انقلاب 57 بودم، الآن یا مثل آقای مصباح همه کاره مملکت بودم، یا مثل آقایزاهدی(وزیر علوم) که فرق انقلاب و گوجه فرنگی را نمی فهمد و تا بهمن سال 1358 هنوز اسم آیت الله خمینی را نشنیده بود، وزیر بودم و یا مثل آقای کوچک زاده مهم ترین وکیل حامی دولت از تهران تا یک سال بعد از انقلاب هنوز سردرد صبح انقلابم خوب نشده بود، و من هم لابد وکیل تهران بودم.
 من را به عنوان " فراری" معرفی کرده اید.
قتل این خسته به شمشیر شما تقدیر نبود، وگرنه چه کارمی خواستید بکنید که نکردید تا من و دهها چون من خانه بنشینند و قلم را غلاف کنند و ضد حکومتشان شوند؟ البته پوست ما کلفت تر از این چیزهاست. آرزوی تان را مزمزه می کنید؟ دوست داشتید ما برویم و به صف دراز کسانی بپیوندیم که منتظر سقوط جمهوری اسلامی هستند تا به سر زندگی برگردند. اما من فقط منتظرآن روز هستم که از داخل صندوق رای – نه از حمله دشمن و نه از کودتا و انواع انقلاب – شما سرنگون شوید و فقط بتوانم سرم را روی بالش خودم بگذارم بی آن که بچه هایم تنشان بلرزد. اما نشد. نقشه تان نگرفت. عصبانیت تان از همین است. اگر صد سال دیگر هم در بلژیک بمانم که نمی مانم، باز هم ما نیستیم که می رویم. ما صاحب فرهنگ و ادب آن مرز و بومیم. صاحب آن کشور منم نه شما. تو میزت را بگیرند هیچ می شوی.. من میزم را گرفته اید. خانه ام را، خیابانم را. کوچه ام را. اما چون سوژه طنزهایم شمائید تا ابد هستم.

 وقتی هم ماموریت خاکیم تمام شد باز کتاب هایم هست. مگر شما ایرج پزشکزاد را بیرون نکردید؟ مگر او را ضد انقلاب نخوانده اید؟ مگر [...]؟ اما او در خانه هر ایرانی زنده است. من هم شاگرد مکتب اویم. من همیشه در گوشه همه کتابخانه های ایران هستم، حتی گوشه کتابخانه اتاق خودتان. فقط در سال1379 تعداد 140 هزار نسخه از کتابهای
 من در ایران منتشر شده است و یکی یکی این کتاب ها نشان می دهند که من هستم. نه چون من منم، من هستم، چون قلم حرمت دارد . من را یکی از " هرزه نویسان" معرفی کرده اید.
 از وزارت ارشاد می خواهم به نویسنده بی ادب که از کسی که سه سال به عنوان بهترین طنزنویس مطبوعات ایران انتخاب شده است، به عنوان هرزه نویس نام برده، تذکر بدهد و از او بخواهد حداقل احترام متولی خودش را نگاه دارد. من که هرزه نویس باشم، تکلیف بقیه چیست؟ از ده نفر رهبران اول جمهوری اسلامی در طول این بیست سال که بر مسند قدرت بوده اند، حداقل هشت نفرشان شخصا از قلم من با احترام یاد کرده اند. تاکید می کنم که دفاع من از این نیست که چرا به قلم من اهانت می کنید؟ من از حیثیت طنز دفاع می کنم. طنز من هرزه نیست بلکه نوشته سرکار خانم فاطمه رجبی هرزه است. دروغ گوئی و آمار دروغ دادن و مردم فریبی هرزه است. در دنیا خود و ایرانی را مسخره کردن هرزه است.
 از من بعنوان کسی که " سابقه اهانت های مکرر به مقدسات و مردمرا در کارنامه خود" دارد یاد شده. این در حالی است که من اصولا اهل شوخی با مقدسات به معنایی که در تمام جهان و ایران مصطلح است، نیستم. چگونه است که من پانزده سال در آن کشور طنز نوشتم و دو بار هم بازداشت شدم، اما هرگز کسی اتهام توهین به مقدسات را به من نزد؟ آیا مدیر عامل صدا و سیما و نماینده مشهد در مجلس و دربان قوه قضائیه و فلان مسوول وزارت راه و ترابری جزو مقدسات کشور هستند؟ من که جز انتقاد از این افراد حرفی نزدم؟ البته می دانم که از نظر شما مخترع هاله نور و نویسنده معجزه سوم از مقدسات هستند. من به مقدسات شما هم هرگز توهین نکرده ام چون توهین را شایسته انسان نمی دانم اما نقد کرده ام تازیانه کشیده ام افشا کرده ام. گناهم همین است.

 لابد شوخی با رئیس جمهور توهین به مقدسات است. البته در کشوری که مراجع دینی اش (آیت الله منتظری) را ساده لوح و عامل دشمن می خوانند، طبیعی است که هاله نور را دور مقام اجرایی کشور بکشند که زبان در کام بماند و قلم در نیارم. من با اهل سیاست شوخی دارم و شوخی می کنم و این شیرین ترین کاری است که با آنان می شود کرد.
 برکناری نویسنده آن اخطار به روزنامه اعتماد، چشم شیطان کور و گوشش کر تا دو سه ماه دیگر خود بخود خواهد افتاد، حداقل سعی کنید در این دو سه ماه عرض خود را نبرید و زحمت ما را ندارید.

> سید ابراهیم نبوی
>
> هفتم اردیبهشت 1388

|+| نوشته شده توسط محمد در جمعه 1388/03/08 و ساعت 3:1 | 
زنان چه مردی انتخاب می‌کنند و مردان چه زنی؟!
showimage.aspx?id=26724&t=y&w=300&h=200&type=1

تیمی از دانشگاه، عکس‌هایی از یک مرد یکسان را به زنان نشان دادند. این مرد یک بار در یک ماشین گران‌قیمت 70,000 پوندی نشسته بود و بار دیگر در یک ماشین داغان و قراضه!

زنان که در محدوده‌ی سنی 21 تا 40 سال قرار داشتند، ماشینی را انتخاب کردند که گران‌قیمت‌تر بود. این در حالی است که راننده‌های هر دو ماشین، یک شخص یکسان بودند.

دکتر مایکل دان (Michael Dunn)، از موسسه‌ی دانشگاه ولز می‌گوید: « زنان، به مردی که پشت فرمان یک ماشین گران‌قیمت نشسته است، درجه‌ی بالاتری می‌دهند؛ در مقایسه با مردی که پشت فرمان یک اتوموبیل قراضه نشسته است».
نتایج تحقیقات او همچنین نشان می‌دهد که مردان به قیافه‌ی زن‌ها اهمیت بیشتری می‌دهند، تا ماشینشان!
محققان می‌گویند مردانی که همین آزمایش بر روی آن‌ها انجام شده است، برایشان اهمیتی ندارد که زن‌ها چه ماشینی سوار می‌شوند، چرا که آن‌ها بر اساس چهره و هیکل قضاوت می‌کنند.
دکتر دان (Dunn) می‌گوید یافته‌هایش تایید می‌کند که زنان، یک مرد را بر اساس ثروتش ارزیابی می‌کنند، در حالی که دغدغه‌ی خاطر مردان آن است که زنان چطور به نظر می‌آیند و چه شکلی هستند.

«مدارک بسیار زیادی وجود دارند که تاکید می‌کند زنان بیشتر تحت تاثیر ثروت و موقعیت قرار می‌گیرند. این یک پدیده‌ی جدید نیست، بلکه بسیار قدیمی است.»
«زنان بیشتر بر روی ثروت و موقعیت تاکید می‌کنند چرا که اگر مردی این ویژگی‌ها را داشته باشد، به شیوه‌ی بهتری قادر خواهد بود بچه‌ها را پرورش دهد.»
دکتر دان بر این عقیده است که این ویژگی پایه‌ای انسان در آینده تغییر نخواهد کرد – حتی زمانی که زن‌ها مستقل‌تر و ثروتمند‌تر می‌شوند.
«چیزی که شما پیدا می‌کنید آن است که این زنان ثروتمند، همچنان به سمت مردانی در موقعیت بالا تمایل نشان می‌دهند.»
دکتر دان که خودش یک ماشین قدیمی دارد، قصد دارد بررسی کند تا ببیند آیا ماشین‌های گران‌قیمت می‌توانند «جذابیت‌های رو به زوال دوران پیری» را جبران کنند یا خیر!

به عبارت دیگر، آیا مردان میانسالی که ماشین‌های گران‌قیمت سوار می‌شوند، برای زنان جذاب‌ترند؟ علیرغم آن‌که موهای این مردان خاکستری است و شکمشان جلو آمده است؟
او همچنین می‌گوید این تحقیق می‌تواند چنین تفسیر شود که زنان نسبت به مردان ظاهر‌بین‌ترند!
|+| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 1388/01/20 و ساعت 19:12 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar